الفيض الكاشاني
73
سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )
و اين منافى وجوب نهى از منكر نيست ، كه نهى كردن جمع مىشود با پنهان داشتن . و گاهى نهى واجب است كه يقين داند كه آن فعل حرام است ، و تأويل نمىپذيرد ، و فاعلش مصر است بر آن ، و نهى اثر دارد در ترك او ، و ضررى به كسى نمىرسد از آن ، و باعث فتنه نمىشود . و بدون اين شرائط واجب نيست . و در كتاب كافى از حضرت امام موسى كاظم - عليه السّلام - روايت كرده كه فرمود در جواب شخصى كه گفت : گاهى به من مىرسد از برادر مؤمن حرفى ناخوش كه جمعى از ثقات نقل مىكنند و چون به خودش گفتم منكر مىشود ، آن حضرت فرمود : تكذيب كن گوش خود را و چشم خود را از برادر مؤمن ، يعنى : اگر بدى بشنوى ازو يا ببينى ناشنيده و ناديده انگار ، پس اگر جمعى پنجاه قسم بر آن ياد كنند قبول مكن ، و حرف خودش را قبول كن ، و آن جماعت را تكذيب كن ، و فاش مكن بر مؤمن چيزى را كه باعث عيب او و سقوط مروّت او باشد ، پس از اهل اين آيه باشى كه « إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ » [ النّور ، 19 ] يعنى به درستى كه آنانى كه دوست مىدارند كه شايع شود بدى رسوا ، در قومى كه ايمان آوردهاند به خدا و رسول ، ايشان راست عذاب دردناك . و احاديث درين معنى بسيار وارد شده . هرگز كاملان اهل علم و معرفت ، نكوهش اهل زهد و عبادت نكردهاند و نمىكنند ؛ كاملان اهل زهد و عبادت ، در شان اهل علم بجز راه تعظيم نپيموده و نمىپيمايند . قال اللّه سبحانه : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ » [ الحجرات ، 11 ] ، يعنى : اى آنانى كه ايمان آورده و به حق گرويدهايد ! استهزا نكند قومى از شما قومى ديگر را ، شايد آن قوم ديگر بهتر باشند از اين قوم كه استهزا مىكنند . بلى در هر طايفه جمعى مىباشند كه در حقيقت از آن طايفه نيستند ، و خود را بر ايشان مىبندند ، و تشبّه به ايشان در لباس و منطق مىنمايند ، تا جاهلان را در گمان مىافتد كه مگر از ايشانند - چنان كه گفته شده : ايشان كه بوند ايشان ايشان نبوند ايشان * ايشان كه نه ايشانند ايشان هم ايشانند و اين جماعتند از هر دو طرف كه با يكديگر جنگ و جدال مىكنند ، نه آنان را از